خرید بک لینک
به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه هنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـازه پیدا شه یه راهی روبه من واکن تو این بیراههى بنبست یه کاری کن برای ما اگه ما ای هنوزم هست به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم من از احساس شک کردن به احساس تو بیزارم تو هم شاید شبیه من تو این بـرزخ گرفتاری تو هم شاید نمی

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 14:53

قراره غرق هم باشیم از این دریا نترسونم تو لب تر کن یه دریا رو به آتیشت بسوزونم اگه کهنه م بگو نو شواگه پیرم جَوون می شم دلت میخواد کی باشم من از فردا همون میشم اگه دنیا به کامِت نیست اگه بازم دلت خُوونه یکی هست چرخ دنیا رو به کام تو بچرخوونه یکی که با خیال تورو دریا خونه می سازه داره هر چی رو که برد

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 14:53

رفتن تو نمي تونه، مرگ اين خاطره ها شه بذا بين ما هميشه يه نفس فاصله باشه رفتن تو نمي تونه تورو از دلم بگيره تو به هر راهي كه ميری پای من سمت تو ميره رفتن تو یه طلوع تا تمام تو ببینم ریشه کن تو باور من،من زمینم سهم من از تو همين بود پاي عشق تو بشينم تو چه باشي چه نباشي من همينم مرز دریای تو با من پر

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 14:53

یه بغضی گلومو گرفته این روزاکه میخوام بمونم با خودم تنهانمیخوام دل هیشکی برام بسوزه یه عشق قدیمی تو قلبم جا موندهخاطراتُ به من برگردوندهبی تو پرسه زدن کار هر روزه من و دلتنگی من و تنهایی من و یادتتوی این دنیا کسی مثل من نمیخوادتهنوزنم تنها آرزوی من رو زمینیدیگه مثل من توی این دنیا نمی بینی من و دلتن

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 14:53

گــــاهی وقتهــا آدمهــا
از یک جایی به بعــــــد
از یک روزی به بعـــــــد
از یک نفــــــــــر به بعـــــد
دیگــــــــر هیچ چیز برایشان معنی ندارد
نه رنگ ها
نه خیـابانهـــا
نه فصلهــــــــا
گاهـــــــی وقتهــــا آدمهــا از یک نفــــــــر به بعـــد
فقط دلتنگند...
برچسبها: دلتنگی, تنهایی, جدایی

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 14:53

دنياي اين روزاي من هم قد تن پوشم شده انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:52

نه دست خود من نیست باید به تو برگردم دنیارو نمی دونم من دور تو می گردم با فکر تو می خوابم از فکر تو بیدارم نه دست خود من نیست حسی که بهت دارم امروز منو در یاب امروزکه می تونی تنها به تو حق می دم دنیامو بچرخونی یک ثانیه آتیشی یک ثانیه بارونی اینقدر ازت دیدم دریارو بسوزونی خورشیدو بکش سمتت تو این شب

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:52

سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد؟کجا دستاتو گم کردم، که پایان من اینجا شد؟کجای قصه خوابیدی، که من تو گریه بیدارمکه هر شب هُرم دستاتو، به آغوشم بدهکارمتو با دلتنگیای من، تو با این جاده هم دستیتظاهر کن ازم دوری، تظاهر می کنم هستیتو آهنگ سکوت تو، به دنبال یه تسکینمصدایی تو جهانم نیست، فقط تصویر می بین

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:52

من از تو راه برگشتي ندارم تو از من نبض دنيامو گرفتي تمام جاده ها رو دوره كردم تو قبلا رد پاهامو گرفتي من از تو راه برگشتي ندارم به سمت تو سرازيرم هميشه تو مي دوني اگه از من جداشي منم كه سمت تو ميرم هميشه من از تو راه برگشتي ندارم به سمت تو سرازيرم هميشه تو مي دوني اگه از من جداشي منم كه سمت تو ميرم

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:39

«...خیلی مهم است که یک نفر ، فقط یک نفر ... »

کمی مکث کرد ، انگار بغض راه گلویش را گرفت ، اما زود به خودش مسلّط شد .

« ... یک نفر توی دنیا، آدم را از تهِ دل دوست داشته باشد. میفهمی ؟ حتّی اگر بد دوست داشته باشد، یعنی از طرزِ دوست داشتنش خوشت نیاید .


برچسبها: دلتنگی, تنهایی

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:39

نشستم کنارت عذابم بدی عذابم بدی، من مدارا کنم کنارم پرستیدنو حس کنی کنارت خدا رو تماشا کنم! نشستم ببینم کیم پیشِ تو منی که زمین و زمانم تویی بگی تا کجایِ جهان با منی منی که تمام جهانم تویی ببین اسمتو تا صدا میکنم تورو از یه دنیا جدا میکنم منو زیر تیغ سکوتت نکش دارم زندگیمو صدا میکنم کنارم بشین و عذا

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:39

مردونه تمومش کن من طاقتشو دارم هر بار ترحم بود اینبار نمیذارم با عشق برو وقتی با عشق نمیمونی مردونه تمومش کن وقتی که نمیتونی تو میری میمونی این معنی رفتن نیست اینبار تمومش کن تا وسوسه با من نیست باید یه نفر از ما از خاطره ها رد شه من یا تو نمیدونم باید یه نفر بد شه من پیش تو آرومم تو پیش من آشوبی ان

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:39

آهای لیلی

به قصه خودت برگرد!!!

اینجا

مجنون به همه لیلی ها "محرم" است...!!!

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:39

بســـ کنــــ سآعتــــ…..

دیگــــــر خستـهـ شده امـــ….

آرهـ مَنـ کم آورده امــ….

خودمــ میدآنمــ کهـ نیستـــ…

اینقدر بآ بودنتـــ نبودنشــ رآ به رُخـــَم نکشـــ!!!


برچسبها: ساعت, دلتنگی, تنهایی

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:39

به من خوبی نکن شاید برای هردومون بد شه نشستم تو دل طوفان بذار آب از سرم رد شه به من خوبی نکن وقتی کنار من نمی مونی نگو بد میشم از فردا تو که دیدی نمی تونی چه وقتایی که بد میشی چه وقتایی که آشوبی تمام درد من اینجاست تو هر کاری کنی خوبی من از تو، از خودم، از ما از این احساس ترسیدم تو باید جای من باشی

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:39

فضای مجازی برای بعضی ها بهشت زهراست

واسه سر زدن به اونی که دوسش دارن

ولی دیگه ندارنش!!!!

برای آروم کردن دل خودشون میرن توی پروفایلش

با یه دنیا حسرت و خاطره فقط سکوت میکنن

و کامنت دوستای تازشو میخونن...


برچسبها: بهشت زهرا, مجازی, دلتنگی

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:39

چادر شب را سرت کن همسفر تا هیچکس روی ماهت را نبیند آخر اینجا هیچکس ... مثل رودی راه افتادیم و نجوا می کنیم زیر لب : ما عاشقیم و غیر دریا هیچکس ... من تو را دارم همین کافی است ! دخترهای شهر روزگاری عاشقم بودند و حالا

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:39

صفحه بندی